تا تو نگاه میکنی کار من آه کردن است
ای به فدای چشم تو این چه نگاه کردن است
با چشمان تو مرا به الماس ستارگان نیازی نیست
با آسمان بگو
دل من تو رو می خواد
تو کی هستی که دلم برات پر ميزنه
برای ديدن تو به آسمون سر ميزنه
تو نباشی دل من بی عشق تو ميميره
تو بايد بدونی دلم به عشق تو اسيره
دل من تو رو می خواد
تو اميد زندگيمی تو تمام زندگيمی
توئی اون صدای قلبم توئی اون بود نبودم
دل من تو رو می خواد
من می خوام تو منو صدا کنی
يا فقط يه بار تو چشمام نگاه کنی
بيا برگرد دوباره
بی تو اين دل بيقراره
دل من تو رو می خواد
بدونه تو دل من رنگ بهار نداره
جز با تو بودن آرزويی نداره
زندگي
زندگي عشق و محبت ورزيدن
تلاش و سازندگي
مرگ و نيستي
تولد بعد از مرگ
هستي آفرين و معنويت است
زندگي پرنده ي در قفس ، روح آزادگي اوست
زندگي انسانيت
كمك و ياري به همنوع
گرفتن دست بيماران و پيران
عشق به پدر و مادر
عشق به فرزند
از بند رستن و اميد و آرزوست
زندگي خوبي و صداقتست
زندگي عصيانگريست
زندگي آزادي و عشق به حق است
زندگي رسيدن به اوي يكتاست
کیستی
شب ، ستاره ها بيدار
من ، رهگذري در خواب
تنها سخنم با توست .
كيستي ؟
تو سايه اي پر مهر ، ليك رشته اي پر ابهام
در فضاي تاريكي ، چون پري آسماني ،
بي هيچ صدايي ، آرام و سبكبال ،
پا بــر ابـــر ها داشتي !
من ، در گذر اين خواب
تــنها
تو را آه كشيدم كه بــــگو ،
كـيستي ؟
هميشه دلهره با من
هميشه انتظار در دل
حصاري از خيال در ذهن
مرا اينگونه خاموش ساخت
به ناگه ناله شومي ،
مرا از خواب بيدار كرد
و ديدم واژه اي آشنا
كه مي خواند مرا
كيستي ؟
